X
تبلیغات
گالری هنر - شهیار قنبری

گالری هنر

فرهنگی.هنری.ادبی

شهیار قنبری

 

شهیار قنبری زاده ۶ مرداد ۱۳۲۹ خورشیدی در تهران، شاعر، ترانه‌سرا ،آهنگساز، نمایش‌نامه‌نویس، فیلم‌ساز،روزنامه‌نگار،برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون و آوازخوان ایرانی است.او فرزند حمید قنبری صداپیشه و خواننده ایرانی است. گاه نام وی به اشتباه شهریار گفته می‌شود.شهیار قنبری به دلیل نوآوری در واژه و مضمون سرآغاز ترانه مدرن فارسی است.این نکته را شاعرانی نظیر اردلان سرفراز تأیید کرده‌اند.همکاری شهیار و واروژان در حقیقت شروع دوران دیگری از زندگی هنری وی است.نخستین ترانه این دو با عنوان بوی خوب گندم با اجرای داریوش اقبالی خواننده معترض ایرانی باعث شد تا خواننده،آهنگساز و شاعر هر سه به زندان بیافتند...

زندگی نامه شهیار قنبری از زبان خودش :

در تهران به دنیا آمدم.هزار سال زیسته ام اما همچنان هفده ساله ام.
حرف که نه،زندگی ام شعر است و واژه بازی؛از پانزده سالگی.
در دهه شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر می روم.اوج ترانه ی بیدار را شهادت می دهم.
همه را می بینم ویاد می گیرم. سال۱۹۶۵است.نوجوانی من در موسیقی پاپ گره می خورد.سال۱۹۶۸،سال اعتراض به جنگ ویتنام. در تظاهرات بزرگ لندن شرکت می کنم.همه را می بینم.همه را می خوانم.همه را می شنوم.دیگر تردید ندارم که شاعر خواهم شد.ترانه خواهم نوشت.به ایران بر می گردم و درنشریه های هفتگی می نویسم. برای رادیو تهران،صبح های جمعه برنامه هایی به نام«آوای موسیقی» می سازم.در تلویزیون،گوینده و ترانه نویس برنامه«زنگوله ها» می شوم.
جایی برای کشف استعدادها.صداهای نو.
در هجده سالگی با «ستاره آی ستاره» و «دیگه اشکم واسه من ناز می کنه» به ردای ترانه می رسم.
ترانه، شناسنامه ی من می شود.
نوزده سالگی من،ترانه ی «قصه دو ماهی» است.سرآغاز ترانه نوین ایران زمین.
و از آن پس: اگه بمونی،قصه بره و گرگ،حرف،ننفس،هجرت،جمعه،مردتنها،هفته ی خاکستری،کودکانه، آوار،نجواها،بوی خوب گندم،نفرین نامه،همیشه غایب،نیاز،سقوط،وچند صد ترانه!
در بیست و پنج سالگی فیلم سینمایی «شام آخر» را با بازی «پرویز فنی زاده» می نویسم و کارگردانی می کنم. پیش از آن هم در فیلم«خانه خراب» کار نصرت کریمی بازی کردم.
پیش از هجرت هم فیلم موزیکالی به نام «پاییز، ایستگاه آخر» برای تلویزیون ساختم که هرگز پخش نشد.
در کنار سیمین بهبهانی، فریدون مشیری،ید الله رویایی، وعماد خراسانی؛عضو شورای ترانه های روز رادیو ایران شدم.
پیش از ترک وطن، یک مجموعه شعر خوانی به نام «یک دهان آواز سرخ» منتشر کردم.
یک مجموعه شعر و ترانه هم به نام «پیشمرگانه» یا «اگر همه شاعر بودند» با صدای خودم در تهران ضبط کردم و در پاریس به بازار فرستادم.
در این سالها دو کتاب منتشر کردم:
درخت بی زمین –دریا در من
و شش آلبوم دیگر با صدای خودم: قدغن – سفر نامه – برهنگی – صدای درخت – بی زمین – در مهرآباد.
بیش از شش سال است که یک برنامه رادیویی به نام «قدغن ها» دارم.
سفری تا بلندای زیبایی آفرینان ایران و جهان.
بیش از همه ترانه نوشته ام؛ نمایش های رادیویی و تلویزیونی ساخته ام.
کاری به عنوان غزلنمایش روی صحنه برده ام.سیزده آگوست ۱۹۹۹ هم به عنوان شاعر-ترانه خوان ایرانی در جشنواره ی جاز «سن خوزه»San Jose Jazz Festival که از مهمترین جشنواره های موسیقی آمریکاست حضور یافتم و چند ترانه به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسه خواندم که تجربه ی درخشانی ست و پنجره یی دیگر بر منظره های تماشایی تر.
و هنوز همچنان:
شعر خوردن. شعر نفس کشیدن. شعر بوییدن. شعر نوشیدن. شعر گریستن. شعر خندیدن و شعر خوابیدن، تنها کار من است...

 شهیار قنبری،سال ۲۰۰۰


برچسب‌ها: شهیار قنبری
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت   توسط فهیمه سجادی  |